دو گزارش از سخنرانی حسین پاینده در جلسه‌ی نقد رمان «خاکستر»

جلسه‌ی نقد رمان خاکستر (جدیدترین رمان حسین سناپور) در روز سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۹۷ در مؤسسه‌ی پژوهشی «بهاران» برگزار شد. سخنرانان این جلسه عبارت بودند از سوسن شریعتی و حسین پاینده. آنچه در زیر می‌خوانید خلاصه‌ای از سخنان حسین پاینده در دو گزارش از این جلسه است. گزارش اول را ویدا شهراب تهیه کرده که درسایت مؤسسه‌ی «بهاران» منتشر شده است. گزارش دوم را خبرگزاری ایسنا تهیه و منتشر کرده است.


http://s8.picofile.com/file/8330516918/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%8C_%DB%B1.jpg 

 گزارش اول 

دکتر حسین پاینده از دیگر منتقدان حاضر در جلسه، ضمن تشکر از خانم شریعتی صحبت خود را با ارائه‌ی یک طرح کلی شروع کرد. ایشان ۴ محور اصلی برای مطالب‌شان مشخص کرد که به شرح ذیل است:

 ۱. چرا این متن رمان است؟

 ۲. اگر رمان است، چه نوع از رمان است؟

 ۳. امضای سناپور (منظور سبک و سیاق خاص داستان‌نویسی سناپور در رمان معاصر فارسی هست.)

  ۴. چند نکته پراکنده در خصوص خود رمان.

وی سپس با خواندن جمله‌ای از متن رمان، وارد بحث اصلی خود شد. «هرچه بیشتر میشناسمش غریبه‌تر می‌شود این شهر» و گفت: فکر می‌کنم اگر هرجایی این جمله را می‌دیدم حتماً متوجه می‌شدم سناپور آن را نوشته‌است. نه فقط چون عبارت «این شهر» را آخر جمله آورده است -کاری که در جمله‌بندی داستان‌هایش انجام می‌دهد و در واقع، می توان گفت یک وجه از سبک نگارش ایشان است- بلکه آقای سناپور نظر دارد به شهر و روابط بینافردی در شهر.

ایشان همچنین بیان کرد: چرا این متن رمان است؟

۱.این متن نوعی واکنش نقادانه به جهان پیرامون ماست. رمان باید این‌طور باشد و در غیر این صورت رمان نیست.

۲. رمان نمی‌تواند در اختیار قدرت قرار بگیرد. بنا به ذاتش. از قرن ۱۸ که رمان به وجود آمد، برای نقد اجتماع بود. رمان‌نویس برای درانداختن طرحی نو برای جامعه‌ای متفاوت می‌نویسد.

۳. این رمان دست به کالبدشکافی فرهنگی جامعه می‌زند، یعنی تنها وقایع را توصیف نمی‌کند. نویسنده در این رمان توانسته لحن و ادبیات کلامی بیزینس‌من‌ها، نوع جمله‌بندی، کلماتی که مدام استفاده می‌کنند را طوری بنویسید که روابط این‌ها را نشان دهد. از این رو نمی‌توان گفت او فقط دست به توصیف زده است. عبارت کالبدشناسی در نقد ادبی دلالت‌مند است زیرا کالبدشکافی وقتی انجام می‌شود که ما بخواهیم علت مرگ را بدانیم. یعنی یک جور سبب‌یابی یا ریشه‌یابی وضعیت است نه توصیف آن. در حقیقت رمان‌نویس با این کار یک جور آگاهی فرهنگی به مخاطبش می‌دهد.

۴. این متن نشان‌دهنده‌ی مشاهده‌گری تیزبینانه‌ست. هیچ‌کس نمی‌تواند رمان‌نویس شود مگر اینکه رصدکننده‌ی فرهنگ باشد. در واقع کسی که تاریخ تحولات را می‌داند.

این رمان نشان‌دهنده‌ی آن است که نویسنده دِهشت شهر را خوب می‌شناسد، این رمان به یک عبارت، ادامه‌ی سنت رمان شهری اروپایی است ک روابط مردم در دنیای پیچیده‌ی شهری را دنبال می‌کند و توجهش به زندگی بیزینس‌من‌ها و مدیران شرکت‌های بزرگ است.

http://s8.picofile.com/file/8330517142/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%8C_%DB%B2.jpg

نشان دیگر از امضای سناپور در این رمان

پاینده ضمن خواندن قطعه‌ای از متن کتاب، گفت که روایت داستان براساس جریان سیال ذهن نوشته شده‌ است. وی همچنین قسمتی دیگر از متن را که راوی یک تک‌گویی درونی دارد، خواند و اضافه کرد: این هم نشان دیگر از امضای سناپور در این رمان.

پاینده گفت: این کتاب به نوعی ادامه‌ی کارهای دیگر سناپور است.این متن واجد بینامتنیّت با رمان قبلی آقای سناپور با عنوان دود است. بعضی از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها دوباره تکرار شده‌اند. امضای سناپور را می‌شود در آیرونی دید.یعنی واژگون شدن تمام تصورات و پیش پنداشت‌های ما و توقعات‌مان. برای مثال چریک که آرمانگرا و ایده‌آلیست است در اینجا تبدیل به یک بیزینس‌من شده‌است‌. سناپور نشان می‌دهد این هم بخشی از تناقضات جامعه‌ی ماست. به عقیده‌ی من، عنصر گروتسک هم در کارهای سناپور وجود دارد. گروتسک به این معنا که شخصیت‌ها از شکل و شمایل خود به صورت غریبی خارج می‌شوند. برای مثال شخصیت قاضی وسط گفت‌وگوی جدی، غیرمستقیم مطالبات مادی خود را بیان می‌کند. همانطور که در محاکمه‌ی کافکا قاضی که آنجا نشسته لابه‌لای کتابش صور قبیحه‌ست و این امر تصور ما را از قانون و محاکمه کردن بهم می‌زند. گروتسک دارای دو عنصر مضحکه و وحشت است به همین دلیل در زبان فارسی معادل ندارد.

گفت‌وگوی شخصیت‌ها

وی افزود: دومین امضای سناپور، گفتگوی شخصیت‌هاست که متمایز از هم نوشته شده‌است.این رمان ۴۰ شخصیت نام برده شده دارد که تفردشان حفظ شده‌ و رمان چند صدایی ‌است. البته من فکر می‌کنم در جاهایی سناپور از این اصل(باختینی)تخطی کرده‌اند.در بعضی قسمت‌ها گفتگوی شخصیت‌ها شبیه به هم می‌شود. مثلاً جملات همسر دوم راوی، گاهی تفاوتی با جملات خود او، ندارد.

پاینده گفته‌هایش را اینطور جمع‌بندی کرد که این متن یک رمان شهری است در مورد روابط بینافردی در شهر.امضای سناپور را دارد به دلیل صناعاتی که در آن به کاربرده است، و نیز براساس جریان سیال ذهن نوشته شده و دارای تک‌گویی‌های درونی است، ضمن اینکه بینامتنیت هم در کار ایشان دیده می شود.


  گزارش دوم  

حسین پاینده در این نشست گفت: من صحبت‌هایم را با این پرسش آغاز می‌کنم که این متن اصلاً چرا رمان است؟ به نظر می‌رسد در بسیاری از جلسات این مسئله مفروض گرفته می‌شود. من در ابتدا در پی اثبات آن هستم. در جایی از رمان می‌خوانیم: «هرچه بیشتر می‌شناسمش غریبه‌تر می‌شود این شهر.» این جمله را من هر جا می‌خواندم، حتی اگر نمی‌دانستم چه کسی نوشته می‌گفتم به احتمال زیاد آقای سناپور آن را نوشته. نه‌فقط به این دلیل که ایشان عبارت «این شهر» را برده آخر جمله، کاری که سبک داستان‌نویسی‌اش است، به خاطر این‌که آقای سناپور همچنان به شهر نظر دارد و روابط بینافردی در شهر. این متن یک رمان شهری است.

این منتقد ادبی در ادامه بیان کرد: سه دلیل اقامه می‌کنم که چرا این متن رمان است. نخست این‌که این متن نوعی واکنش نقادانه به جهان پیرامون ماست. باید این‌گونه باشد و در غیر این صورت رمان نیست. من یک فرد سیاسی نیستم، این جمله را جاهای دیگر هم گفته‌ام که رمان نمی‌تواند در خدمت قدرت قرار بگیرد. رمان از قرن هجدهم برای انتقاد از روابط اجتماعی به وجود آمد و بنابر این اگر قرار باشد به مذاق قدرتمندان خوش بیاید دیگر رمان نیست؛ مانند رمان‌هایی که در شوروی سابق نوشته شد و با فروپاشی شوروی به فراموشی سپرده شد. رمان‌نویس کسی است که برای درانداختن طرحی نو می‌نویسد. البته رمان‌نویس فعال سیاسی نیست. رمان‌نویس کار فرهنگی می‌کند، اما این کار فرهنگی ‌ای بسا خیلی مؤثرتر از کار حزبی و سیاسی باشد. در این رمان ما نگاهی نقادانه به جهان فرودین فعالان اقتصادی داریم. جهان فرودین یک اصطلاح در ادبیات بوده و مقصود جهان زیر زمین است. این عنوان در ادبیات یونان باستان به دنیای مردگان اطلاق می‌شده، یعنی جهانی که ما نمی‌توانیم ببینیمش. آن‌جا که خباثت‌ها و رذالت‌ها معلوم می‌شود. در ادبیات امروز، جهان فرودین یعنی جنبه ناپیدای گروه‌های اجتماعی. مثلاً رمان‌هایی که درباره روابط درونی مافیا نوشته می‌شود. این رمان درباره جهان فرودین فعالان اقتصادی ایران است و روابط آن‌ها را با دقت به ما نشان می‌دهد. احتمالاً این پرسش من برای شما هم پیش آمده که آقای سناپور چطور توانسته گفتار و رفتار این افراد را این‌قدر دقیق نمایش دهد.

او افزود: دلیل دوم برای رمان بودن این متن این است که دست به کالبدشکافی فرهنگی جامعه می‌زند؛ فقط توصیف نمی‌کند. این‌که می‌گویم نویسنده‌ی رمان توانسته لحن این صاحبان شرکت را با تکیه‌کلام‌ها و جمله‌بندی‌های‌شان دقیق دربیاورد، به این معنا نیست که فقط توصیف کرده. عبارت «کالبدشکافی فرهنگی» در نقد ادبی عبارتی دلالتمند است. کالبدشکافی وقتی انجام می‌شود که ما بخواهیم علت مرگ را بدانیم، یعنی یک‌جور سبب‌یابی و ریشه‌یابی مرگ است. رمان‌نویس کسی نیست که فقط یک مستند بسازد. او با آنچه توصیف می‌کند به مخاطبش آگاهی فرهنگی می‌بخشد. این رمان افزون بر توصیف روابط، سازوکار این روابط را هم برای ما آشکار می‌کند. شاید ما در زندگی واقعی افراد را به آدم بد و خوب دسته‌بندی کنیم، ولی این رمان آدم‌ها را در فضای بینابینی قرار می‌دهد که بخشی از آن تمایلات طبیعی‌شان است و بخشی استفاده از موقعیت برای رسیدن به امیال است که موضوع پیچیده‌ای می‌شود، بنابراین ابعاد ناپیدای فرهنگ را نشان می‌دهد.

http://s9.picofile.com/file/8330518300/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%8C_%DB%B3.jpg

پاینده در ادامه بیان کرد: دلیل سوم برای رمان بودن این متن این است که این متن نشانه‌ی مشاهده‌گریِ تیزبینانه است. هیچ‌کس نمی‌تواند رمان‌نویس بشود، مگر این‌که رصدکننده‌ی فرهنگ باشد؛ یعنی کسی که تاریخ تحولات را می‌داند و تاریخ برایش بیشتر از منظر مکانیسم‌های درونی مهم است. دینامیسم تاریخ مهم است، نه‌ صرفاً شرح وقایع. فهم این‌که چه نیروهایی در تاریخ باعث تحول و به وجود آمدن یک وضعیت اجتماعی می‌شوند. تا رمان‌نویس با مردم نجوشد، نمی‌تواند مشاهده‌گر تیزبینی باشد. در محافل روشنفکری کشور خیلی به این جمله برمی‌خورم که «من اصلاً با مردم کار ندارم و نشسته‌ام رمانم را می‌نویسم». پاسخ من همیشه این بوده که این تصور خطایی است. تو فکر می‌کنی که داری رمان می‌نویسی. باید به اندازه‌ی سناپور وقت بگذاری که بتوانی حتی لحن صحبت‌ها را هم ثبت کنی. البته رفتن درون جامعه پست‌مدرن از طریق فضای مجازی است. مشاهده‌گری تیزبینانه یعنی توجه به جزئیات و جنبه‌های مغفول در روابط انسانی. داستان‌نویس باید عادت را به کلی از ذهنش خارج کند، چون عادت مانع فهم جزئیات می‌شود و باعث می‌شود جملات را کلیشه‌ای بفهمیم. رمان‌نویسی ابتدا مستلزم کشف است.

او همچنین متذکر شد: این رمان نشان می‌دهد که نویسنده‌اش دهشت شهر را خوب شناخته. این رمان به یک عبارت ادامه سنت رمان شهری اروپایی است که روابط مردم را در دنیای پیچیده شهری دنبال می‌کند. البته به بخشی از این روابط نظر می‌کند، چون یک رمان است و نه پاسخ به همه‌ی پرسش‌های ما درباره کائنات.

پاینده اظهار کرد: بحث بعدی موضوعی است که اسمش را گذاشته‌ام «امضای سناپور» و مقصودم سبک‌وسیاق خاص داستان‌نویسی آقای سناپور در رمان معاصر فارسی است. صحبت از این مسئله در رمان خاکستر راحت‌تر است، چون این رمان واجد بینامتنیت است. برخی از شخصیت‌های رمان دود این‌جا عیناً تکرار می‌شوند. به طریق اولی موقعیت هم در حال تکرار است. بینامتنیّت چیست؟ این‌که نویسنده حرفی برای گفتن نداشته و حرف‌های گذشته خودش را دوباره تکرار کرده؟ مطلقاً نه. اگر شما دقیق نگاه کنید این یک رمان دیگر است، اما پژواک‌های معنایی، پژواک‌های شخصیت و پژواک‌های موقعیت از رمان قبلی به این‌جا آمده.

او افزود: غیر از موضوع بینامتنیّت، امضای سناپور را می‌شود در عنصر آیرونی دید؛ یعنی واژگون شدن تمام پیش‌پنداشت‌ها و توقعات ما. چریک که آرمان‌خواه است، حالا به تاجر تبدیل شده. سناپور این را در رمان‌های دیگر خودش هم نشان داده که اتفاقاً این هم بخشی از کج‌وکولگیِ جامعه‌ی ماست. وقتی این رمان را می‌خوانیم به واقعیت اجتماعی برمی‌گردیم. رمان تخیل است، اما بر اساس همان بحثی که ایان وات در کتاب «طلوع رمان» می‌کند. رمان از راه تخیلی واقعیت را به ما نشان می‌دهد.

این مترجم و منتقد ادبی ادامه داد: غیر از این‌ها یک عنصر گروتسک هم به‌صورت خفیف در کارهای آقای سناپور هست. این شخصیت‌ها به نحوی غریب و حتی دهشت‌آور از شکل‌وشمایل خارج می‌شوند. گروتسک در ادبیات هم یک عنصر مضحکه دارد و هم عنصر وحشت، به همین دلیل در زبان فارسی معادلی برایش نداریم. همچنین نویسنده‌ی شخصیت‌شناس می‌تواند گفت‌وگوی شخصیت‌ها را به امکانی برای آشکار کردن تاریک‌ترین و ناپیداترین جنبه‌های خلق‌وخو و ذهنیت اشخاص داستان تبدیل کند. این کاری است که آقای سناپور خوب انجام داده. یکی دیگر از امضاهای سناپور سیلان ذهن است. از امضاهای دیگر ایشان تک‌گویی درونی است.

http://s9.picofile.com/file/8330518442/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%86%D9%82%D8%AF_%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%8C_%DB%B4.jpg

حسین پاینده اظهار کرد: این رمان یک گالری از شخصیت‌ها است و چهل شخصیتِ نام برده‌شده دارد. اگر این نوشته رمان است، که هست، هرکدام از این‌ها باید تفرد داشته باشند. باختین می‌گوید زبان شخصیت‌ها باید منحصر به شخصیت فردی‌شان باشد و رمان به این ترتیب چندصدایی بشود. آقای سناپور به میزان زیادی موفق بوده، اما فکر می‌کنم برخی جاها از این قضیه تخطی کرده؛ یعنی گفتار شخصیت‌ها متمایز نشده است. شاید به سبب کثرت شخصیت‌ها یا سنگینی شخصیت مظفر بر سایر شخصیت‌ها.


منبع این نوشته : منبع
رمان ,سناپور ,روابط ,می‌شود ,پاینده ,شخصیت‌ها ,آقای سناپور ,حسین پاینده ,امضای سناپور ,نشان می‌دهد ,رمان شهری ,جهان فرودین فعالان ,فرودین فعال